گلچین تصاویر سفر جهادی تابستان۹۲

 بخشی از تصاویر سفر جهادی تابستان۹۲

۲۲ نظر

  1. بهترین وبسایتی که تاحالا دیدم.ازتون متشکرم

  2. مغنیه 2 گفت:

    بسم الله النور …

    تیک تیک ساعت چه گوید هوشیار ………………………مرگ اسراییل غاصب را شمار ….
    به امید فتح کامل فلسطین مظلوم …اسرائیل قطعا و بلا شک نابود می شود….پیروزی نزدیک است … همه آنرا مشهاهده خواهند کرد …

  3. ناشناس گفت:

    بسم الله الرحمن الرحیم
    الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه علی بن ابیطالب علیه السلام

  4. جهادگر گفت:

    آقای فضل الله پور عزیز
    خداییش توقع داری این مطالب طولانی رو کسی بخونه؟

  5. علیرضا فضل اله پور گفت:

    بسم الله النور …شکر نعمت نعمتت افزون کند … چقدر این دعا زیباست . زیر لب تکرارش کنیم …الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه علی بن ابی طالب علیه السلام . خدایا تورا شکر که ما را از جمله کسانی قرار دادی که به ولایت علی بن ابیطالب چنگ زده است …علی علیه السلام مع الحق و الحق مع علی علیه اسلام .

  6. علیرضا فضل اله پور گفت:

    بسم الله النور …یادشان بخیر …دوستانمان که ما را به مسجد کشاندند همانها که آخرین نفر مهتابی قشنگ و زیبای مسجد را پس از تمام شدن جلسه قرانمان خاموش می کردند …چه زیبا بود لحظه ملکوتی و تماشایی قدم زدن با مسعود و محمد ابراهیم و محمد و هدایت و مجید که همه بچه های کلاس راهنمایی بودیم از همان مسجد تا خانه هامان که یکی یکی هریک از دیگری جدا می شد… چقدر دلتنگ می شدیم که شبی همدیگر را نبینیم …بعد از نماز جماعت که با تک و توکی از نمازگزاران برپا می شد جلسه قرانمان ترک نمی شد …همه آنها آرام آرام در انتهای آن کوچه های شبانه از نظرهمان پنهان شدند و شهید شدند تا خود چراغی باشند فراراه عزت آینده مان …چقدر جلسه قرانمان با برکت بود که همه آنها که دایره وار نشسته بودیم استفاده می بردیم …از کلام خدا … اگرچه حتی روخوانی قران هم بلد نبودیم …گاه غلط غلوط می خوانیدیم … و چقدر زیبا همان قران با اخلاص هدایت کرد همه را که اگر می خواهید بروید … از پای فتاده سرنگون باید رفت …آنها که غمی در دل از حادثه تلخ زمین و آسمان یعنی عاشورا دارند خود می دانند که چقدر شرم است که در پیشگاه امام حسین علیه السلام با صورتی خونین نشده برویم …و چه زیباست که در پیشگاه سرور بزرگ و سردار تاریخ صورتها خونین باشد تا شرمنده نشویم و شرمنده نشوند …ای خوشا با فرق خونین در لقای یار رفتن …سر جدا پیکر جدا در محفل دلدار رفتن …چقدر زیباست که کفن انسان لباس رزمش شود با لباس رزمش دفنش کنند تا در پیشگاه عظمت امام حسین علیه السلام شرمنده نشد…سلام بر آنها که خضاب شدند و رفتند مردانه و شجاعانه …….یادمان نرود آرامش امروزمان ارمغان همان رشادتها و شهادتهاست …آنها که تا آخرین قطرات خون پاکشان ایستادند و رزمیدند و تیر و ترکش خوردند … یا لیتنی کنا معکم فنفوز فوزا” عظیما…

  7. علیرضا فضل اله پور گفت:

    بسم الله النور …زیباترین تصویر همان خلوص و صداقتی است که نمی توانی آنرا بکشی اما بر لوح قلبمان آرامشش را به احساس می نشینیم .لطف دستان پر محبتی که بر سر کودک یتیم اول دبستانی کشیده می شود …شکر کیسه های غذایی که پر از نان و خرماست و تو در زیر نور چراغ برق خدا یعنی ماه در کوچه های تنگ دنیای مادی به لطف خدا به مقصد منظور پشت درب آن پیرزن یا پیر مرد و یا آن ندار زمین گیر درب می زنی و می گذاری و می روی او … تلاش می کند ترا در دل آن تاریکی با چشمان ضعیفش بشناسد آما تو آشنایی نمی دهی …تا بقول امامت علی علیه السلام عمل کرده باشی که فرمود …اگر می توانید گمنام بمانید …سلام بر آنها که نامی ندارند که با آن نان بخورند یعنی گمنامند…راستی ما چقدر گمنامیم ؟؟؟؟چقدر شخصیت خودمان را باد کرده ایم که واقعی مان نباشیم … اما خدا لباس را به اندازه قامتمان می بافد اگر باد کنیم غرور ورزیم پف کنیم و بزرگمنشی نماییم لباس خدا بر تنمان نمی رود … برادرم دنیا با فرمول طبیعی اش به مقصد می رسد … با ترکیب دقیق و به اندازه موادش ساخته می شود اگر چیزی را کم یا زیاد کنی آنچه که طبیعت آن شیی بوده را نساخته ای … برادرم دنیا همه اش موعظه است تنها هوشیارانند که در و دیوار معلمشان است و موعظه گرشان و بس …خوشا آنان که از این خستنگاه کوتاه و مقتصر توشه فراوانی در کوله پشتشان است که نه تنها قوت لایموت خود باشند بلکه ممد حیات و مفرح ذات دیگر دوستانشان باشند …بقول امام علی علیه السلام …آه بقل الزاد و طول الطریق …آه از کمی آذوقه (دنیا) و درازی راه (آخرت )….خدایا پشیمانمان نکن که چرا می توانستیم و نکردیم و چرا کردیم وحال آنکه می توانستیم نکنیم …علیرضا فضل الله پور کارشناسی ارشد حقوق خصوص خاک کف پای بچه های جهادی …

  8. علیرضا فضل اله پور گفت:

    بسم الله النور …لحظه ای درنگ در اتوپیای زیبای ذهن خود “درست آخرین دقایقی که آخرین آجر سازندگیت را در بنا کار می گذاری ” اولین سروری است که بر قلب آن پیرزن قد خمیده عصا بدست که از ضعف بینایی دستی می طلبد تا دستگیره اش باشد.چین و چروک آن کشاورزی که تمام هست و نیستش همان بیلی است که در دست دارد و چین و چروکی که بر چهره سوخته آفتابش بارها و بارها در دلت مرور می کنی که حکایت تلخ شلاقهایی است که از محن روزگار بر فرقش خورده است . اما او موفق و استوار .امیدوار به لطف و کرم او …چه قلمی می تواند به تصویر کشد شادی دلی که دستان سمبادهای اش را به سمت آسمان بلند کند و تو را از عمق احساس و وجو ترا دعا کند … برادرم کار تو هنر تو است یادگاری از دوران انقلابمان ” جهاد سازندگی ” یادمان بخیر که در گرمای تابستان با بچه های مسجد جمع می شدیم و سر قرارمان کوههای اطراف روستایی که از آب باران شاخه های گندمش قد کشیده بودند و به بلوغ رسیده بودند و حال زمان آن رسیده بود تا برکت خدا را درو کنیم و دسته دسته حاصل تلاشمان در خرمنی فراهم شود . برادرم یادمان نمی رود درست روزه بودیم . گاه تشنه می شدیم و خسته …اما اینکه کارمان فی سبیل الله بود و رایگان از نظر ما اما گرانقدر از طرف خدا… ضد انقلاب در سال ۵۸ برای ضربه اقتصادی بر مردم تصمیم گرفته بود تا مزارع گندم را آتش بزند…خسارات زیادی به محصولات مردم از عمل ضد انقلاب وارد شده بود … اما جهاد سازندگی که افرادی خود جوش بودند به کمک روستاییان شتافتند و دستگیر کشاورزان شدند… یادمان نمی رفت که هر بسته که بر می داشتیم ذکر می گفتیم تا خرمنمان با برکت شود … بچه ها بی تکلف بودند و خالص ما در خلوص بچه ها ذوب شده بودیم …سفره های بچه ها پس از خستگی تشکیل می شد از نان . هندوانه و تعدادی گوچه فرنگی …چه حالی داشتیم زمانی که هندوانه ها خرده ریز می کردیم تا وسط نانمان جا شود همه از شیراز آمده بودیم … باصلاح بچه های شهر بودیم … اما صفا و صمیمیت که گمشده ما بود در روستا یافتیم …یادمان بخیر فقط یک مینی بوس بود که ما را در صبح سر زمین می آورد و عصر هم بر می گشتیم به شهر تا ۲۰ روز این کار ادامه داشت … بچه ها حاضر نبودند خودشان را معرفی کنند چون می گفتند ریا می شود تمام تلاششان به کارشان بود … این جمله زیبا را فراموش نمی کنیم و نکردیم که “همه با هم جهاد سازندگی…”چقدر زیبا بود این حدیث برایمان که ” من اصبح و لم یهتم به امور المسلمین فلیس به مسلم “… کسی که صبح کند اما همتی برای کار مسلمانان نداشته باشد مسلمان نیست… همیشه با خودم می گفتم آیا واقعا” من مسلمانم… آیا امروز همتی برای مسلمانان داشته ام ؟؟؟زیباترین لحظات و دلشاد ترین دقایق از نظرمان آن بود که مسلمانی را از خود خوشحال کنیم … کسی که مسلمانی را خوشحال کند خداوند روز قیامت او را خوشحال کند (من اسرح مسلما اسرحه الله یوم القیامه) راستی آیا امروز مسلمانی را خوشحال کرده ایم ؟؟؟ برنامه مان برای فردا چیست ؟؟؟؟ آه از کوتاهی عمر … سلام بر آن هوشمندانی که از این کوتاهی عمر برای سرای باقیشان توشه احسان و خوبی می گیرند و دائما” دست افتادگان را به گرمی می فشارند …آیا فقیران کوچه مان را می شناسیم … چندتا از همسایه هامان با سیلی صورت خودشان را سرخ نگه می دارند تا مسلمانی کنند.مثل امام علی و امام سجاد و امام حسین و امام حسن ووووعلیه السلام که دوششان از کیسه هایی که بر دوش کشیده بودند و شیار و زخمهایش مشخص بود …هستیم . به زیر سر چند فقیری که پای درب خانه مان روی یک کارتن خواب رفته بود چند بار دست بردیم و یا نوازشش کردیم ؟؟؟ ما که دارا هستیم چند نفر فقیر را به سر سفره مان راه دادیم و از همان غذای گرمی که مادر مان برایمان درست می کرد ریختیم؟؟؟؟ما که ماشین چنان و چنان داریم از آن در راه مانده ای که اتفاقا” لباسش پاره پوره بود و برایمان دست هم بلند کرد سوارش کردیم … چند ریال در دست آن فقیری که ندار بود گذاشتیم ؟؟؟ چقدر در اجاره مستاجرینمان انصاف بخرج دادیم ؟؟؟ اصلا” از خودمان و برای خودمان این سوالات را طرح کرده ایم ؟؟؟ ما در دوستی امام علی و ائمه علیهم السلام کجای کاریم . ما که دعا می کنیم اللهم عجل لولیک الفرج چقدر تلاشمان در فقر زدایی است؟؟؟ چقدر آباد کرده ایم … سلام بر آنها که هم قلما” هم قدما” همه اعضاء و جوارحش در خدمت مردم است …قو علی خدمتک جوارحی . خدایا جوارحم را در خدمت به مردم قوی دار … آمین یا رب العالمین

  9. تک تیرانداز گفت:

    آقا خدا خیر بده همه بچه هارو خیلی خوب زحمت کشیدن ولی جدا بیایم یکم از عباس بازیامون کم کنیم واسه گروه بهتره هم کار خراب نمیشه و هم اعصاب بقیه. انشاالله که این دوره هم پا به رکاب بچه های راه کربلا باشیم.
    فرمانده یگان تک تیراندازان و تکاوران راه کربلا. یا علی(ع)

  10. علیرضا فضل اله پور گفت:

    بسم الله النور …در یک مجموعه خوب اگر می خواهی بدانی تو واقعا”جایگاهت کجاست و مهم هستی یا نه ببین اگر تو را از آن مجموعه حذف کنند چه اتفاقی می افتد. اگر در مجموعه شکاف ایجاد شد بدان که آن خلع را تو پرمی کنی، پس تو مهم هستی. حال اگر آن شکاف بزرگ باشد تو هم بزرگی …سعی کن مهم باشی …سعی کن ستاره شوی در هر کار و رشته و جا و مکان و زمانی هستی. تا ره گم کردگان تو را بیابند (گمشده ها دنبال ستاره اند ) اگر در طوفانها گیر کرده باشند راهنما می شوند …هرچه به سمت آینده انقلاب عزیز اسلامی می رویم به علم و تخصص بیشتر نیاز است…عزیزان به قله فکر کنید نه تنها به دامنه …یادمان باشدبرای رسیدن به قله های دست نیافتنی اول اراده لازم است …زندگی در فضای آینده زندگی در مدرسه اراده است …تنها با اراده ها می توانند زمانه را تسخیر کنند …دانایان هنرمندان جامعه اند و هنرمند هرکجا رود قدر بیند و در صدر نشیند … قربان چشمهایی که برای عزت اسلام و انقلاب عزیز اسلامی و شرف و حفانیت آن از شام تیره به سحر می رسانند …قربان آن دانشجوی ریاضی که چون پول خرید کاغذ در دوره دانشجویی خود نداشت یک متر در یک متر یک مربع شن نرم مربع بزرگی درست کرد و با یک چوب تمام معادلات ریاضی اش را روی آن یک متر خاک روی زمین ریخته بود (که دفتر مشقش بود و کوشه حیاط پدرش )می نوشت و پاک می کرد ….تاشد استاد ریاضی دانشگاه معتبر ایران …بچه پس با یک متر خاک هم می شود استاد دانشگاه شد و به افلاک رسید …قربان صداقتت جمهوری اسلامی که در بین این همه نامردی و نامردمی های کشور ها نشکن و عزیزی …سلام خدا بر تو ای ودیعه خون دلهای علی ع و آرزوی انبیاء…بچه ها اگر مهم شدیم لاجرم با ما کار خواهند داشت یادمان باشد تا ۲۰۰ سال قبل بسیاری از مناطق کشورمان مال ما بود اما حقه های اجانب و خیانت از درون قسمتی از بدن ما را پاره پاره کردند و شد کشورهای دیگر …یادمان باشد ماوراث کسانی هستیم که رتبه ۴ کنکور سراسری بود که با همه دعوتهایی که از شرق و غرب برایش نوشتند پشت پازد و رفت جبهه و خدمت کرد (یعنی شهید زین الدین ). یادمان باشد که ما وارث کسانی هستیم که رتبه های ممتاز داشتند و دانشگاه خود را به دیگران سپردند(شهید حسن باقری افشری دانشجوی حقوق ) و مردانه مقاومت کردند تا ما آرام درس بخوانیم و زندگی کنیم و کنار هم باشیم…یادمان باشد که داشته ایم مردانی که دکتری فیزیک پلاسما داشته اند که زمانی که در آمریکا تحصیل می کرد هرچه می خواست برایش فراهم بود آمد و به کشورش ایران و به من و تو خدمت کرد (یعنی شهید دکتر مصطفی چمران ).یادمان نخواهد رفت که این کشور نابغه داشته (شهید مطهری )یک مات داشته (شهید بهشتی )رئیس جمهور داشته (شهید رجائی ) نخست وزیر داشته (شهید باهنر )رئیس دیوان عالی کشور داشته (شهید دکتر بهشتی ) دادستان داشته (شهید قدوسی )نمایدنده مجلس داشته (نمونه آن شهدای ۷۲ تن دفتر حزب جمهوری اسلامی ) وزیر داشته (تند گویان و … ) مهندس شهردار داشته (شهید باکری ) وکیل داشته امام جمعه داشته همه را داشته …خدایا شکرت که جمهوری اسلامی همه خوبها را داشته …از همه مهمتر امام ره را داشته…بیاییم یکبار هم که شده وصیت نامه الهی سیاسی حضرت امام را لااقل ورق بزنیم و حوصله کنیم… بندهایش را بخوانیم تا راه را بیابیم …تا دلتنگیهایمان با آثار شهدا و وصیت امام به آرامش برسد .شهدا دسترفته های ما نیستند بقول شهید بهشتی اینها دستاوردهای ما هستند (ما شهدا را بدست آورده ایم …ما هم خود زمانی بدست می آییم که شهید شویم و شهید باشیم )…(نون و القلم و ما یسطرون =سلام بر قلم و آنچه سطر سطر می نویسد )سلام بر آن قلم هایی که برای عزت جمهوری اسلامی می نویسند …سلام بر آن قدمهایی که برای استواری جمهوری عزیز اسلامی استوار قدم می زند …سلام بر آنها که قلما” قدما” در خدمت اسلام و انقلابند…اینها وارثان حقیقی صالحانند… انشاء الله …علیرضا فضل الله پور

  11. علیرضا فضل اله پور گفت:

    بسم الله النور …بچه ها هیچگاه فاصله ها حریف خاطره ها نیست … اینها عکسهایی است که تا بقا باقی است در قاب زمان زیبا می مانند به یادگار …. اثر و رد پاهایی است که آسمانی ها برای ما زمینیان آفریده و بر زمین جا گذاشته اند. چه ارزش هر شخص به آفریده های اوست .ارزشش به خلق اثری است که به یادگار می گذارد …این آبادی ها آبادانی دل است .که در آلبوم زیبا جلو من و تو با اشاره (و یا حسرت )به آنها نگاه می کنیم…بعضا” خاطراتمان را که شاید میخی باشد که به آن آویخته ایم ما را یا د بیاورد.اینها یادگار فصل کاشتی است که بچه ها داشته اند . روز قیامت هم که فصل برداشت است ملائک اینگونه با اشاره به آنها که در این دنیا و آبادیها بذر نیکو کشت کردند به هم نشان می دهند و اهل محشر ما را در آلبومی زیبا مشاهده می کنند انشاء الله …اما تاکی باید تماشاکننده و تماشگر خوبی ها ببود …باید حداقل جزئی از اجزاء آن مجموعه با غیرت و با همت باشیم آن باشیم که دیگران به او نگاه می کنند یعنی نظاره شونده باشیم نه فقط نظاره کننده …یا علی…یار دبستانی من …با من و هم راه منی …کوله بارت بربند… مابقی همت توست …غیرت توست …علیرضا فضل الله پور

  12. علیرضا فضل اله پور گفت:

    بسم الله النور …خدایا ای که دامنه وسعت رحمتت بر غضبت پیش گرفته (یا من وسعت رحمته غضبه )…ای ذات پاکی که از کثرت ظهور در خفائی …ای ذات مقدس که همه ملک تا ملکوت و از لاهوت تا جبروت همه و همه در وجود تو واله و حیران و نالانو مهبوتند …تو ای خدای بزرگ . ما را ببخش که چون کوچک بودیم عقلمان قد نکشید و تنها بر حافظه دلمان کلام عزیزانمان منقش شد که :(بهشت را به بهاء بدهند و به بهانه ندهند…شهید مظلوم دکتر بهشتی )(پست ها رفتنی است به فکر آخرت باشید …شهید مظلوم دکتر بهشتی )ای بهانه بهشت ما مارا بهشتی کن ….اما تو رب ما بودی تربیت کردی و بنده نوازی کردی .کمی که قد کشیدیم دانستیم که عقلمان می رسد اما بقول شهید آوینی زمان ما را با خود برده است …خدایا ما به نیکوئی فرصت هایی که برایمان آفریده ای مغرور مکن تا در حسرت فرصت هایی که از کف داده ایم حسرت نخوریم …خدا یا تو پاک افریده ای …ما ملک بودیم و در فردوس برین جایمان بود ….تو بزرگ مربی مایی .ما را آنگونه که شایسته و بایسته بندگی تواست آنگونه نما …ما مسافرانی خسته ایم که با اندک اذوقه ای که در سایه سار دنیا و گرمای تموز قصد رحیل بسوی تو داریم تو در توشه ما آذوقه کفاف بگذار تا در میزانت کم نیاوریم ..به پاهامان استقامت بورز که بر صراط مستقیمت که راه علی است :(علی ع : انا الصراط المستقیم ) هدایت شویم و نلغزیم … آمین یا رب العالمین .علیرضا فضل الله پور

  13. علیرضا فضل اله پور گفت:

    بسم الله النور …همگنان …..به تنهایی چو گلیرگی معطر نغمه پرداز سحرگاهان با ایمان بدید ….اینک به سان قطره ها …سربرهم آورده …چو دریایی خروشانیم …نکو جستیم جمع خویشتن یاران …ز جمع محفل ایمان …. به خاطرها سپاریم این حقیقت را ….که این پایان نوید روشنی بخشی است آغازی مبارک را ….و آن آغاز …و آن آغاز …شهد آمیز کردن کام تلخکامان را….. و باتعبیر آن پیر مراد و راحل دوران (منظور امام خمینی قدس الله نفسه الزکیه ): و بگرفتن دو دستان کمک جویان این میهن …در بهار انقلاب اسلامی شکوفه شادی قرینتان …عزتتان عزیز ….علیرضا فضل الله پور .

  14. علیرضا فضل اله پور گفت:

    بسم الله النور …هرچیز به اصلش بر می گردد…انا لله و انا الیه راجعون …من حقیقی ما پیش خداست …این من که یدک می کشیم من طفیلی است …برای همین هم روز قیامت حسرت می خوریم که چرا آن من واقعی که پیش خداست در دنیا نشدیم(یوم الحسره ) …بچه ها خدا را شکر کنید که به مولایمان امام علی تاسی دارید …او هم با دست خود خرما دهان بچه ها می گذاشت …چاه حفر می کرد نخلستان آب می داد و احیا می کرد …با دستان مبارکش از گوسفندان شیر می دوشیدهماند پیامبر …خود لباس خود می شست بارها دیدند جز تک پیوشی مندس لباسی بر تن نداشت …به نان جوینی خوش بود …به او می گفتند این نان جوین که به تو نیرو نمی دهد می فرمود…تمام قدرتها از خداست …شنیده ایم که مولا کفشهای پاره اش را به گونه ای وصله زده بود که دیگر جای وصله نداشت …ماکه مولا و مقتدایتان علی ع است در بدنه نظام مقدس جمهوری اسلامی دارای آرامشیم … آن کفشهای خاکین و پاره پاره کارگری را بالای سرمان قاب بگیریم که فراموشمان نشود که همه بنده آن مولاییم فراموشمان نشود که از ذی پابرهنه ها و خان گزیده ها و کوخ نشینان فاصله نگیریم …به هوش که از علی ع جلو نیفتیم …هرچند که از علی ع و مرام او عقبیم …نوید که :این عقب ماندگی انسان قرن فضا را توکل و مجاهدت مستمر در راهش پر خواهد نمو د انشاء الله . بچه ها…دوستان …آنها که ما را در کجاوه انس خودشان نشاندند و سراج منیرمان شدند …همان شهدا… دعا کنیم در سنگلاخ سخت و شب دیجور ظلمت عصر ما کاروانیان از کاروان شهدا عقب مانده را در آن کجاوه انس بنشانند و به راهمان برند …شهدا ما به راه نیازمندیم …شما که شاهد سختی راهید …دنیا مزرعه آخرت است در این کشتگاه هر آنچه می کاری می دروی …عاقبت آن دروی که خواهی کشت …گندم از گندم بروید و جو زجو…بقول علی ع آه از قل زاد و طول الطریق …آه از کمی آذوقه دنیوی و راه طولانی آخرت …مشتاق دیدار روی ماهتان .قربان گرد و خاک عجین شده با عرق جبینتان …بچه شیعه ها عزتتان عزیز و شوکتتان بی بدیل …علیرضا فضل الله پور خادم شما .

  15. علیرضا فضل اله پور گفت:

    …بسم الله النور …زندگی صحنه زیبای هنرمندی ماست …هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود …صحنه پیوسته بجاست …ای خوش آن نغمه که مردم بسپارند به یاد …هرچه زیباست تو قاب عکس می کنند…اگر می بینید چیزی در قاب دل محرومین زیبا نشسته بدان که زیباست …خدا قوت …خاک کف پای شما تو تیای چشم ما…(…قو علی خدمت جوارحی )خدایا جوارح ما را در خدمتت قی دار خدا قوت ….علی رضا فضل الله پور

  16. محسن ریاحی گفت:

    اگر امسال اومدم خدا رو شکر اما اگر لیاقت نداشتم دعام کنید

  17. مصطفی اشپز گفت:

    واقعا که خجالت داره یه عکس از بچه هایه آشپزخونه تو عکسها نبود اگه زنده بودم به غذایی بدم بخورید

  18. ناشناس گفت:

    سلام خدا اجرتون بده خاطراتمون رو زنده کردید . یا علی مدد

  19. حسین گفت:

    عشقست حاجی عظیمی جون!!!

  20. کربلا گفت:

    با سلام خیلی زیبا بود دم شما گرم یادش بخیر ایشالا با همه دوستان گروه جهادی راه کربلا عید نوروز ۹۳ هم بتونیم در کنار محرومین بهشون خدمت کنیم

    • سعید مظهری گفت:

      زندگی جیره مختصری ست مثل یک فنجان چای و کنارش عشق است مثل یک حبه قند زندگی را با عشق نوش جان باید کرد.ممنون از ایین که عکسارو نمایش دادید.

نظر دهيد