بهترین عید

توی لبنان هم رفته بود توی مؤسسه ی بچه یتیم ها و با چهارصد تا یتیم زندگی می کرد. مثل پدر بود براشون …

همسرش میگه: لبنانی ها رسم دارند اولین عید بعد از ازدواج رو دور هم جمع میشن.
اما مصطفی اولین عید زندگی مشترکمون رو توی موسسه پیش بچه یتیم ها موند.
ازش پرسیدم: چرا نیومدی خونه پدرم؟
مصطفی گفت: الان عید است ، بعضی از بچه ها که دائی ، عمه و … دارند با اونا رفتند تعطیلات عید، اما بعضی از این بچه ها هیچکی رو ندارند… اونایی که رفتند وقتی برگردند شروع می کنن از خاطرات شب عید و تعطیلات نوروزی شون گفتن… من اینجا موندم که با بچه هایی که هیچکی رو ندارند بازی کنم، باهاشون غذا بخورم، بریم تفریح کنیم و … تا وقتی اونا برگشتند و از خاطراتشون گفتند، اینا هم خاطره ای برای گفتن داشته باشند و خجالت زده و دلگیر نشن…

(شهید مصطفی چمران)

نظر دهيد